خرید بک لینک

حسن رزاق، ۴۴ ساله، اهل و ساکن شهر کوت در عراق هستم. شهر کوت در فاصله حدود ۲۲۰ کیلومتری نجف اشرف قرار دارد و از شهرهای مهم عراق است.

افتخار بزرگی نصیب خانواده ما شده است که سال‌هاست در خدمت زائران ایرانی حضرت امام حسین (ع) و حضرت امیرالمؤمنین (ع) هستیم. بیشتر زائرانی که برای زیارت نجف، کربلا و به‌ویژه ایام عاشورا و اربعین به عراق سفر می‌کنند، برای استراحت، استحمام، صرف غذا و رفع خستگی به منزل ما می‌آیند.

حسن رزاق

این کار را تنها برای رضای خدا آغاز کردم؛ بدون آنکه کسی از من درخواست کند یا انگیزه مالی داشته باشم. سال‌به‌سال تعداد زائرانی که به خانه ما مراجعه می‌کنند بیشتر شده است، زیرا زائران قبلی، آدرس و شماره تماس ما را به دیگران معرفی می‌کنند. هر زمان لازم باشد، با خودروی شخصی به دنبال زائران می‌رویم، آنان را به منزل می‌آوریم و پس از پذیرایی و استراحت، دوباره با احترام به اتمامه یا مقصدشان می‌رسانیم.

تمام تلاش ما این است که زائران در منزل ما احساس آرامش و آسایش داشته باشند. تهیه غذا، توانایی استحمام، شست‌وشوی لباس‌ها، اتو کردن آن‌ها و برطرف کردن تمام نیازهای یک مسافر، بخشی از خدماتی است که با افتخار انجام می‌دهیم.

در نخستین سالی که این خدمت را آغاز کردم، داستان سید اسماعیل را شنیدم که در زمان بیماری، به برکت توسل به حضرت امام حسین (ع) شفا یافته بود. شنیدن آن ماجرا اشک مرا جاری کرد و انگیزه‌ام را برای خدمت به زائران چندین برابر ساخت.

خانواده ما چهار نفره است؛ همسرم، دو دختر و دو پسرم در این مسیر همراه و یاور من هستند. از روزی که این خدمت را آغاز کردم، برکت الهی را به‌روشنی در زندگی خود دیده‌ام. هر روز روزی ما بیشتر شده و نعمت و آرامش بیشتری نصیب خانواده‌مان گردیده است. یقین دارم که خدمت به زائران اهل‌بیت (ع)، برکات فراوانی را به زندگی ما آورده است.

در ایام مختلف سال، به‌ویژه در ماه محرم، عاشورا و اربعین، تعداد زائرانی که پذیرایی می‌کنیم متغیر است؛ گاهی کمتر و گاهی بیشتر، اما در مجموع هر سال صدها نفر از زائران را خدمت‌رسانی می‌کنیم.

در این مسیر بیش از هر کس مدیون همسرم هستم. او تاکنون حتی یک‌بار هم از سختی‌های این کار گلایه نکرده و همیشه مرا به ادامه این خدمت تشویق کرده است. جالب آنکه وقتی ایام زیارت و خدمت به خاتمه می‌رسد، او نیز مانند من غمگین می‌شود و همواره آرزو دارد که دوباره زائران اهل‌بیت (ع) مهمان خانه‌مان شوند و توفیق خدمت به آنان نصیبمان گردد.

همسرم نیز در این مسیر همراه و همدل من است. هر سال در روز شهادت حضرت رقیه (سلام‌الله‌علیها) مجلس عزاداری بانوان را در منزل برگزار می‌کند و در ایام مختلف سال نیز جلسات ختم قرآن و مراسم مذهبی در خانه ما برپا می‌شود.

علاوه بر پذیرایی از زائران، همسرم در پخت غذا، شست‌وشوی لباس‌های زائران، نظافت منزل و علاوه بر این تهیه و توزیع غذا میان همسایگان و نیازمندان شهر کوت، به‌ویژه در ماه مبارک رمضان، نقش بسیار مهمی دارد. اگر همکاری و همراهی او نبود، واقعاً ادامه این مسیر برای من توانایی‌پذیر نبود. ما در تمام امور خانه و خدمت به زائران با یکدیگر هماهنگ هستیم و یقین دارم که بدون یاری او، خدمت‌رسانی به این شکل توانایی نداشت.

به دلیل نزدیکی شهر کوت به مرز مهران، بیشتر زائرانی که مهمان ما می‌شوند از شهرهای مختلف ایران هستند. عشق و علاقه من به خدمت به زائران اهل‌بیت (ع) ریشه در تربیت خانوادگی‌ام دارد. پدر مرحومم از دوران کودکی محبت اهل‌بیت (علیهم‌السلام) را در دل من کاشت و مرا با فرهنگ خدمت به زائران این خاندان آشنا کرد.

در خاتمه، از خداوند متعال مسئلت دارم که این توفیق بزرگ را از ما نگیرد و همواره خدمت به زائران حضرت محمد (ص) و خاندان پاک ایشان را نصیب ما گرداند. امیدوارم تا خاتمه عمر در شمار دوستداران و خدمتگزاران اهل‌بیت (علیهم‌السلام) باقی بمانیم.

در ادامه از مجموعه «نامه آشتی» و مدیر محترم آن که اینجانب را شایسته این گفت‌وگو دانسته‌اند، صمیمانه سپاسگزارم و این لطف را از عنایات خداوند و اهل‌بیت (علیهم‌السلام) می‌دانم.

اینجانب سال‌هاست ساکن تهران، منطقه ۱۶ هستم و حدود چهل سال است که تقریباً به‌طور مستمر برای زیارت عتبات عالیات، از جمله کربلای معلی، نجف اشرف، کاظمین و سامرا، به عراق سفر می‌کنم.

آشنایی من با خانواده آقای حسن رزاق از مرز مهران آغاز شد. در آنجا برادر ایشان به استقبال زائران آمد و ما را با این خانواده آشنا کرد. از همان نخستین سفر، برخورد صمیمانه، مهمان‌نوازی، سعه‌صدر، اخلاق نیکو و خدمات ارزشمند این خانواده چنان تأثیری بر من گذاشت که از آن زمان تاکنون، هر بار که به زیارت عتبات مشرف می‌شوم، حتماً به شهر کوت می‌روم و میهمان این خانواده عزیز می‌شوم.

پس از استراحت، استحمام، صرف غذا و استفاده از قابلیتاتی که با عشق و اخلاص در اختیار زائران قرار می‌دهند، با روحیه‌ای تازه مسیر زیارت خود را ادامه می‌دهم.

آنچه بیش از هر چیز مرا مجذوب این خانه کرده، احترام، مهربانی، ایمان و اخلاص تمام اعضای این خانواده است. اکنون بیش از ده سال است که به این موکب رفت‌وآمد دارم و هر بار که وارد این خانه می‌شوم، احساس می‌کنم در منزل خودم هستم و هیچ‌گاه احساس غربت نکرده‌ام.

أنا حسن رزّاق، أبلغ من العمر أربعةً وأربعين عاماً، ومن سكان مدينة الكوت في العراق. تقع مدينة الكوت على بُعد نحو 220 كيلومتراً من النجف الأشرف، وهي من المدن العراقية المهمة.

لقد منَّ الله على أسرتنا بشرفٍ عظيم، وهو خدمة الزائرين الإيرانيين القاصدين زيارة أمير المؤمنين الإمام علي (عليه السلام) والإمام الحسين (عليه السلام). فكثيرٌ من الزائرين الذين يتوجّهون إلى النجف الأشرف وكربلاء المقدسة، ولا سيما في أيام عاشوراء والأربعين، ينزلون ضيوفاً في منزلنا ليستريحوا، ويستحمّوا، ويتناولوا الطعام، ويستعيدوا نشاطهم.

بدأت هذا العمل ابتغاءً لرضا الله تعالى وحده، دون أن يطلب مني أحد ذلك، ودون أي هدف مادي. ومع مرور السنوات ازداد عدد الزائرين الذين يقصدون منزلنا، لأن من سبق لهم النزول عندنا يعرّفون الآخرين بعنواننا ورقم هاتفنا. وعند الحاجة نذهب بسيارتنا الخاصة لاستقبال الزائرين، ونقلهم إلى منزلنا، وبعد تقديم الضيافة وتأمين راحتهم، نوصلهم بكل احترام إلى محطة السفر أو إلى وجهتهم التالية.

إن همَّنا الأول هو أن يشعر الزائر في بيتنا بالراحة والطمأنينة. فنقوم بإعداد الطعام، وتوفير مكان للاستحمام، وغسل الملابس وكيّها، وتلبية جميع احتياجات المسافر، ونعدّ ذلك شرفاً عظيماً لنا.

في السنة الأولى من هذه الخدمة سمعت قصة السيد إسماعيل، الذي شفاه الله من مرضه ببركة التوسل إلى الإمام الحسين (عليه السلام). لقد أثرت فيَّ تلك القصة كثيراً حتى ذرفت الدموع، وأصبحت أكثر إصراراً على خدمة زوار أهل البيت (عليهم السلام).

تتكوّن أسرتنا من خمسة أفراد: زوجتي، وابنتين، وولدين، وجميعهم يشاركونني هذا العمل المبارك. ومنذ أن بدأت خدمة الزائرين رأيت البركة الإلهية واضحة في حياتي؛ فقد ازداد رزقنا، وحلّ الاطمئنان في بيتنا، وأيقنت أن كل ذلك من بركات خدمة زوار أهل البيت (عليهم السلام).

وخلال أيام السنة المختلفة، ولا سيما في شهر محرّم ويوم عاشوراء وأيام زيارة الأربعين، يختلف عدد الزائرين الذين نستضيفهم، لكنه يبلغ في مجموع العام مئات الزائرين.

وأدين بالفضل بعد الله لزوجتي، فهي لم تشكُ يوماً من مشقة هذا العمل، بل كانت دائماً تشجعني على الاستمرار فيه. وفي كل عام، في ذكرى استشهاد السيدة رقية (سلام الله عليها)، تقيم مجلس عزاء خاصاً بالنساء في منزلنا، كما تُقام في بيتنا مجالس ختم القرآن الكريم والمناسبات الدينية طوال العام.

ولا يقتصر دور زوجتي على استقبال الزائرين، بل تشارك في إعداد الطعام، وغسل ملابسهم، وتنظيف المنزل، كما تقوم بإعداد الطعام وتوزيعه على الجيران والمحتاجين في مدينة الكوت، ولا سيما في شهر رمضان المبارك. ولولا تعاونها ومساندتها لما استطعت مواصلة هذا الطريق المبارك.

وبسبب قرب مدينة الكوت من منفذ مهران الحدودي، فإن معظم ضيوفنا من مختلف المدن الإيرانية. وقد ورثت حب خدمة زوار أهل البيت (عليهم السلام) عن والدي رحمه الله، الذي غرس في قلبي منذ الصغر محبة أهل البيت ورباني على احترام زوارهم وخدمتهم.

وعندما تنتهي أيام الأربعين ويغادر الزائرون، أشعر أنا وزوجتي بحزنٍ كبير، فقد اعتدنا أن يمتلئ بيتنا بأصوات الزائرين والدعاء والصلاة على محمد وآل محمد، ثم يعود الهدوء إليه من جديد، فنظل ندعو الله أن يرزقنا هذا الشرف مرة أخرى.

وفي الختام، أسأل الله سبحانه وتعالى أن يديم علينا هذه النعمة، وألا يحرمنا من شرف خدمة زوار رسول الله محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) وأهل بيته الأطهار، وأن يجعلنا دائماً من محبيهم وخَدَمَتهم.

كما أتقدم بجزيل الشكر إلى أسرة «نامه آشتی» ومديرها الكريم، على إتاحة هذه الفرصة لي للحديث عن تجربتي المتواضعة في خدمة زوار أهل البيت (عليهم السلام).

يقول أحد الزائرين الإيرانيين:

«أقيم في طهران منذ سنوات طويلة، وأتشرف منذ أكثر من أربعين عاماً بزيارة العتبات المقدسة في العراق، ومنها كربلاء المقدسة، والنجف الأشرف، والكاظمية، وسامراء.

بدأت معرفتي بعائلة السيد حسن رزّاق عند منفذ مهران الحدودي، حيث استقبلنا شقيقه ودعانا إلى منزلهم في مدينة الكوت. ومنذ الزيارة الأولى أُعجبت كثيراً بحسن استقبالهم، وكرم ضيافتهم، وسعة صدرهم، وإيمانهم، وأخلاقهم الرفيعة، وخدمتهم المخلصة للزائرين.

ومنذ ذلك الوقت، كلما تشرفت بزيارة العتبات المقدسة، أحرص على المرور بمدينة الكوت والنزول ضيفاً في منزل هذه الأسرة الكريمة. وبعد الراحة، والاستحمام، وتناول الطعام، والاستفادة من الخدمات التي يقدمونها بمحبة وإخلاص، أواصل رحلتي بروحٍ مفعمة بالنشاط والسكينة.

إن أكثر ما يجذبني إلى هذا البيت هو الإخلاص والمحبة والاحترام الذي أراه من جميع أفراد الأسرة. ومنذ أكثر من عشر سنوات وأنا أتردد على هذا الموكب المبارك، وفي كل مرة أدخل فيها هذا المنزل أشعر وكأنني في بيتي، ولا أشعر بالغربة أبداً، بل ألمس فيه محبة أهل البيت (عليهم السلام) متجسدة في أخلاق هذه الأسرة الطيبة.»

برچسب: نویسنده: لیلا حسینی تاريخ: چهارشنبه 21 مرداد 1405 ساعت: 18:10

صفحه بندی