
عشق یا ترسزن خجل بود و مرد شرمنده از بیان بعضی جمله ها و من غوطه ور در خاطرات نوجوانی ،یادم هست کلاسxa0 پنجم دبستان بودیم که نمایش نامه ای را در سالن مدرسه اجراء می کردیم قرار بود بلیط نمایش نامه ها را بین مدارس دیگر بفروشیم و من با طرحی که دادم قرارشد به شاگرد اولxa0 مدارس دیگر بلیط رایگان بدهیم و می دانستم دختری که دوست دارم شاگرد نمونه کدام مدرسه است وبه همراه دوستمxa0 یک دسته بلیط را بردیم برای مدرسه آنها و به مدیرشان توضیح دادم که می تواند به دانش آموزان نمونه بلیط رایگان با یک همراه هدیه ب...
ادامه مطلب